توانبخشی عصبی یک فرآیند پزشکی پیچیده است که برای کمک به بهبود آسیب سیستم عصبی و به حداقل رساندن یا جبران هرگونه تغییر عملکردی ناشی از آن طراحی شده است. جامعه دانشگاهی از دیرباز به دلیل تأثیر این دیدگاه که «سلولهای عصبی پس از مرگ نمیتوانند بازسازی شوند» بر این باور بودهاند که بهبودی پس از آسیب شدید عصبی دشوار است. عمل طب توانبخشی بالینی تأیید کرده است که: عملکرد آسیب و بیماری های عصبی قابل بازیابی است. مغز پلاستیکی است و عملکرد مغز می تواند پس از آسیب مغزی دوباره سازماندهی شود. این فهرست برای بسیاری از بیماران آسیب دیده مغزی که بهبود می یابند، عملکرد عصبی آسیب دیده را بازیابی می کنند و حتی به سر کار بازمی گردند ادامه دارد. بنابراین تسلط بر اصول توانبخشی مربوط به نحوه بهترین بهبود آسیب های سیستم عصبی است.

وضعیت مشترک
بهبود سکته مغزی، فلج مغزی، بیماری پارکینسون، آسیب مغزی، آسیب مغزی هیپوکسیک، آسیب مغزی تروماتیک، مولتیپل اسکلروزیس، سندرم پسا سیاسی، سندرم گیلن باره.
معنی توانبخشی عصبی

توانبخشی عصبی با تمرکز بر تمام جنبه های یک فرد، طیف وسیعی از درمان ها از روانشناختی تا شغلی را ارائه می دهد، مهارت های حرکتی، فرآیندهای ارتباطی و دیگر جنبه های فعالیت های روزانه فرد را به بیمار آموزش می دهد یا دوباره آموزش می دهد. توانبخشی عصبی همچنین بر جنبه های تغذیه ای، روانی و خلاقیت بهبودی فرد تمرکز دارد.
عصبییااصول توانبخشی1: اوایل Rتوانبخشی
در این مرحله، بیماران به طور کلی فلج شل، بدون انقباضات ارادی عضلانی و بدون پاسخ مفصل را نشان میدهند و بدن اساساً در حالت آرامش کامل است. معادل مرحله بازیابی برونستروم 1-2 است.
به طور کلی، زمانی که وضعیت بیمار به مدت 48 تا 72 ساعت تثبیت شد، می توان بهبودی را در نظر گرفت. هدف از توانبخشی زودهنگام به حداکثر رساندن حفظ عملکردهای باقی مانده بیمار و جلوگیری از "سندرم عدم استفاده" ناشی از "ترمز کردن" یا "عدم استفاده" است.

تحریک اعصاب و عضلات اندام تحتانی، افزایش قدرت عضلات اندام تحتانی و جلوگیری از آتروفی عضلانی.
بهبود گردش خون اندام تحتانی، تقویت خون رسانی و بهبود تغذیه اندام تحتانی.

حرکت غیرفعال در کنار بالین، اندام های بیمار را برای انجام تمرینات فعال و غیرفعال از طریق موتور هدایت می کند. حرکت ماهیچه ها را از طریق الگوهای حرکتی صحیح تحریک می کند، بافت عصبی را تحریک می کند، گردش خون را در اندام های آسیب دیده بهبود می بخشد، متابولیسم را افزایش می دهد، تحرک مفاصل را افزایش می دهد و باعث بهبود عملکرد اندام می شود.
Neuروراصول توانبخشی2 : فعال Rتوانبخشی
با تحقیقات عمیق در مورد تئوری و عمل نوروپلاستیسیته و سازماندهی مجدد عملکردی در دانشگاه، روشن شده است که بازیابی و بازسازی عملکرد عصبی پس از آسیب تا حد زیادی وابسته به تمرین، وابسته به زمان و وابسته به دوز در درمان توانبخشی است. از. توانبخشی فعال تأکید می کند که بیماران به جای تکیه بر حرکت غیرفعال، فعالیت های عصبی را به طور فعال تکمیل می کنند.
بنابراین، برای دستیابی به "حداکثر" اثر توانبخشی عصبی، باید بر مشارکت فعال بیمار در فعالیت های مختلف عصبی تکیه کرد. روش های توانبخشی غیرفعال باید به حداقل برسد.

از طریق حالت "اندام فوقانی اندام تحتانی را هدایت می کند، سمت سالم سمت آسیب دیده را هدایت می کند، و یک اندام سه اندام را هدایت می کند" به بیماران کمک می کند تا تمرینات ورزشی فعال را برای حرکات عملکردی اولیه انجام دهند.

اندام فوقانی الگوی حرکتی "کشش و رسیدن" و اندام تحتانی الگوی "پدال و پله" است که برای بازسازی برنامه حرکتی پس از سکته مفید است.
عصبییااصول توانبخشی3: R مناسبتوانبخشی
این اصل مربوط به استفاده نادرست از تکنیک های توانبخشی است. تنها با استفاده از تکنیک های توانبخشی مناسب می توان عملکرد عصبی را در مسیر صحیح توانبخشی به جلو حرکت داد و از انحرافات اجتناب کرد. برای مثال، اسپاستیسیته یک مرحله اجتناب ناپذیر بهبودی برای تقریباً هر بیمار آسیب دیده مغزی است. تمرین نادرست قدرت اندام فوقانی و تحتانی می تواند الگوی اسپاستیک عضلات خم کننده اندام فوقانی و عضلات بازکننده تحتانی را تشدید کند و در نهایت بیماران را دچار معلولیت کند. حتی می توان گفت «آموزش نادرست از بی تربیتی بدتر است».